تبليغاتX
مثبت . شــــــــــــــاد . با انگیزه

مثبت . شــــــــــــــاد . با انگیزه
زنـدگــی یــعنـی همیـــــــن پــروازهــا ... صبـــح هـا ، لبـخندهـا ، آوازهـــا...!

For every minute you are angry you lose

sixty seconds of happiness




برای هر دقیقه که عصبانی و ناراحت هستید

در واقع شما شصت ثانیه خوشحالی را از دست داده اید...!

[ دوشنبه بیست و دوم آذر 1389 ] [ 12:35 ] [ سهیلا بخشی ]

یه کم طولانیه اما پیشنهاد می کنم با دقت بخونینش...!


افلاطون گفته روح دایره است... و من دایره های روحم را کشف کرده ام...!

پنح دایره دور روحم کشیده ام و خودم را در مرکز این دایره ها قرار داده ام

در دایره اول نام افرادی را نوشتم که حال و هوای خوبی به من می دهند تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

و در دایره پنجم که دورترین دایره به مرکز بود

نام کسانی را که از دنیای من فاصله دارند و بیشترین کشمکش را با آنها دارم

همه ما دلمان می خواهد که احساس خوبی در مورد خودمان داشته باشیم

اما گاهی اوقات نداریم...!

گاهی حال و هوای ما در مورد خودمان بستگی به تاثیری دارد که دیگران روی ما می گذارند

به آنهایی که در دایره آخر هستند و سعی می کنند که اعتماد به نفس ما را از بین ببرند

نمی توانی کسی را مجبور کنی که دوستت داشته باشد

و گاهی حضور در کنار افراد نامناسب باعث می شود

حتی در مقایسه با تنهایی ات، بیشتر احساس تنهایی کنی...

در چنین وضعیتی تلاش برای ایجاد تغییر و تحول ممکن است باعث شود راهت را گم کنی

یا شاید باعث شود وجود خودت که تو را "تو" می کند را ازدست بدهی

گاه سالها طول می کشد تا یاد بگیری چگونه از خودت مراقبت کنی

به همین دلیل بسیار مهم است

که افرادی را در اطرافت داشته باشی که دوستت بدارند...!

حتی گاهی بیشتر از آنچه که خودت می توانی خودت را دوست داشته باشی!

 در مواجه با افراد از خودت بپرس:

این فرد چه حسی در من ایجاد می کند ... در کنار او می توانم خودم باشم؟

با او می توانم رو راست باشم؟ می توانم به او هرچه می خواهم بگویم؟

در کنار او احساس راحتی می کنم؟ وقتی او وارد می شود چه حسی به من دست می دهد؟

و وقتی می رود چه احساسی پیدا می کنم؟

وقتی با او هستم احساسات واقعی ام را پنهان می کنم یا با او روراستم؟

آیا او باعث می شود احساس حقارت کنم یا به خودم ببالم؟

فلسفه وجود این 5 دایره ،  شناخت است، نه پیش داوری...!

پس با خودت روراست باش

با افرادی که در نظر تو بد خلق ان د، مدارا کن

و خودت را مقید نکن که چون به صرف اینکه با کسی در سر و کار هستی

و یا اوقاتی ممتد هر روز زمانی را می گذرانی ،

باید او را در دایره اول و نزدیک به خودت جای دهی

در دایره اول افرادی را بگذار که از صمیم دل به آنها اعتماد داری

حتی اگر هر روز آنها را نمی بینی...!

ولی وجود آنها باعث حس خوب و ارزشمندی در تو می شود

از خودت بپرس:

در مورد افکار و خواسته هایم به چه کسی می توانم اعتماد کنم؟

آنها همان کسانی هستند که در دایره اول جای دارند

با این افراد و در کنار آنها، قدرتمندی... ارزشهای مشترک با آنها داری

و با حضور آنها در زندگیت ، دنیا را زیباتر می بینی

این ها دوستان و همراهانی خارق العاده اند!

دایره دوم جای کسانی است که به رشد درونی تو کمک می کنند

و کسانی که تنها برای وقت گذرانی خوبند ... بیرون رفتن و خندیدن...

چیزی به تو اضافه نمی کنند

ولی در عین حال هم باعث نمی شوند که حس بدی نسبت به خودت داشته باشی

دایره سوم همکاران و اقوامند

و شاید هم آدمهای خنثی ، کسانی که نقش بسیار کوچکی در چند ساعت از زندگی تو ایفا می کنند

و تاثیر آن ها نیز تنها همان چند ساعتی است که با آن ها هستی

هیچ زمانی در غیر از ساعت ملاقاتشان به آنها فکر نمی کنی

و به راحتی می شود با فرد دیگری جایگزین شوند

افراد این دایره در محدوده کار و وظایفشان با تو هستند و لاغیر

دایره چهارم سر آغاز عزم راسخ توست!

آنها کسانی هستند که در کار تو اخلال ایجاد می کنند

افراد این دایره لزوما" با خود واقعی تو مرتبط  نیستند

حتی ممکن است رییس اداره ای باشد که تنها دورادور با کار آنها در ارتباطی

افراد این دایره در زندگی اجتماعی و حرفه ای ات مهم هستند...

در کنار آنها نمی توانی راحت باشی

و وقتی آنها را می بینی شاید حتی آشفته و پریشان شوی

دایره آخر جای دورترین افراد است

جای آدمهایی که به تو لطمه زده اند، تحقیرت کرده اند،

کسانی که همیشه به تو انرژی منفی می دهند

و احساسات زجرآوری را با آنها تجربه می کنی

خوب اکنون که جای هر کس را تعیین کردی

اجازه نده کسانی که در دایره آخر جای دارند

مستقیما" روح و روان تو را هدف قرار دهند

نگذار کسی اولویت زندگی تو باشد ،

وقتی که تو فقط  یکی از انتخاب های زندگی او هستی...!

یک رابطه بهترین حالتش وقتی است که دو طرف در تعادل باشند...!

شخصیت خودت را برای کسی تشریح نکن

چون کسی که تو را دوست داشته باشد به آن توضیحات نیازی ندارد

و کسی که از تو بدش بیاید ، آن ها را باور نمی کند!

وقتی دائم بگویی گرفتارم، هیچ وقت آزاد نمی شوی

وقتی دائم بگویی وقت ندارم، هیچوقت زمان پیدا نمی کنی

وقتی دائم بگویی فردا انجامش می دهم، آن فردا هیچوقت نمی آید!

وقتی صبح بیدار می شویم دو انتخاب داریم:

برگردیم بخوابیم و رویا ببینیم،

یا بیدار شویم و رویاهایمان را دنبال کنیم...!

انتخاب با توست...

و خوب است این را هم بفهمی که...

هیچوقت برای تغییر دیر نیست...!


پ.ن:

من که الان می رم یه کاغذ برمی دارم اسم آدمای دایره هامو  توش می نویسم...! تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

[ جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 ] [ 18:30 ] [ سهیلا بخشی ]

[ یکشنبه بیستم فروردین 1391 ] [ 9:25 ] [ سهیلا بخشی ]

زن ظریف است نه ضعیف!

گرچه می شکند با تلنگر کوچکی از فقدان احساس...!

اما می ایستد در برابر طوفانهای سهمگین روزگار...

جایزه دوم مسابقه بین المللی طراحی پوستر «مبارزه با خشونت علیه زنان»

 به یک طراح ایرانی تعلق گرفت..


«نادیا آقا بیگی» در مسابقه بین المللی طراحی پوستر شهر  فون تنی سوبوآ

(فرانسه) مقام دوم را کسب کرد...

پ.ن:

کاش این نادیا خانوم می تونست در کنار همه این کارا ، اشتغال بیرون از خونه را هم نشون بده...! تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد


بقیه ش اینجاس
[ یکشنبه بیستم فروردین 1391 ] [ 8:48 ] [ سهیلا بخشی ]

با ده روز تاخیر... تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

نوروزتون مبارک... تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

پ.ن :

یه مدتی نبودم...تهران و مشهد و یکی دو تا سفر کوتاه دیگه...قدری هم مشغولیت های متفرقه

به هر حال می بخشید از این که نوروزو با تاخیر تبریک می گم...بعدا بیشتر میام

بقیه روزای تعطیل و به خصوص سیزده خوبی را براتون آرزو دارم

شاد شاد شاد باشید و پر از انگیزه و امید در سال نوتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

[ پنجشنبه دهم فروردین 1391 ] [ 12:31 ] [ سهیلا بخشی ]
چوپان قصه ما دروغگو نبود ... او تنها بود ...!

و از فرط  تنهایی فریاد "گرگ ، گرگ" سر می داد

 ولی افسوس که کسی تنهایی اش را درک نکرد ... و همه درپی گرگ بودند

در این میان فقط  گرگ فهميد كه چوپان تنها است...!!

پ.ن:
گاهی باید دقیق تر و از زوایای دیگه ای به حرفا و رفتارای بقیه توجه کنیم...!
شاید یه چیزی می خوان بگن اما به هر دلیلی نمی خوان یا نمی تونن آشکارا به زبونش بیارن
شاید بشه با یه دید عمقی تر به مفهوم اصلی پیامشون پی برد...!
هر چند گاهی خیلی سخته...اما با تفکر و تامل در کل شخصیت اون فرد ، شدنیه...!

[ یکشنبه هفتم اسفند 1390 ] [ 11:45 ] [ سهیلا بخشی ]

به نظر شما تو این تصویر رنگ قسمت بالایی و پایینی چه فرقی با هم داره؟!



بقیه ش اینجاس
[ پنجشنبه چهارم اسفند 1390 ] [ 18:39 ] [ سهیلا بخشی ]

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

می زنم کبریت بر تنهایی ام           تا بسوزد ریشۀ بی تابی ام

می روم تا هر چه غم پارو کنم         خانه ام را باز هم جارو کنم

می روم تا موی خود شانه کنم          خنده را مهمان این خانه کنم

می روم تا پرده هارا وا کنم            دوست دارم عشق را معنا کنم

شادی ام را رنگ آبی می زنم         بوسه بر طعم گلابی می زنم

می روم خندان به سوی آینه            باز می خندم به روی آینه

می زنم یک شاخه گل بر موی خود        می نشینم باز بر زانوی خود

می نشانم روی دستم یک کتاب       تا بخوانم باز هم یک شعر ناب

آری! آری! این منم این شاد و مست        دوست دارم عاشقی را هر چه هست

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

[ دوشنبه یکم اسفند 1390 ] [ 7:15 ] [ سهیلا بخشی ]

از خدا پرسید خوشبختی را کجا می توان یافت

خدا گفت آن را در خواسته هایت جستجو کن و آن ها را از من بخواه تا به تو بدهم

با خود فکر کرد و فکر کرد...

اگر خانه ای بزرگ داشتم بی گمان خوشبخت بودم ... خداوند به او داد

اگر پول فراوان داشتم یقینا خوشبخت ترین مردم بودم ... خداوند به او داد

اگر ... اگر ... و اگر ... و اینک همه چیز داشت اما هنوز خوشبخت نبود

از خدا پرسید حالا همه چیز دارم اما باز هم خوشبختی را نیافتم ... چرا؟!

خداوند گفت باز هم بخواه...!

گفت چه بخواهم هر آنچه را که می خواستم دارم

گفت بخواه که دوست بداری ... بخواه که دیگران را کمک کنی

بخواه که هر چه را داری با مردم قسمت کنی

و او دوست داشت و کمک کرد ... و در کمال تعجب دید

لبخندی را که بر لبها می نشاند و نگاه های سرشار از سپاس ،

به او لذت می بخشد ... آن گاه رو به آسمان کرد و گفت:

خدایا خوشبختی اینجاست ... در نگاه و لبخند دیگران...!

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

پ.ن 1: تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

بدونیم که خوشبختی یه سفره  ، نه یه مقصد...

جاده‌ای بسوی خوشبختی وجود نداره

خوشبختی ، خودش همین جاده س...!

و هیچ زمانی بهتر از همین لحظه برای شاد بودنمون وجود نداره

انگار همه ما آدما می خواییم روی قله کوه زندگی کنیم

اما حواسمون باشه که تموم شادیا همون زمانیه که در حال بالا رفتن از کوه هستیم...! 

پ.ن 2 : تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

خوب این طبیعیه که گاهی تو این راه موانعی سر راهمون سبز می شه

اما زندگی با همین پستی و بلندی هاشه که قشنگه...

همین سختی و آسونیا ، سفیدی و سیاهیا ، بیماری و سلامتی ، شکست و پیروزی

اصلا همین غم و شادیا ، آرامش و نگرانی و قهر و آشتیاس که به زندگی تنوع می ده... 

[ شنبه بیست و نهم بهمن 1390 ] [ 17:35 ] [ سهیلا بخشی ]

پادشاه پیری در هندوستان ، دستور داد مردی را به دار بیاویزند.

همین که دادگاه تمام شد ، مرد محکوم گفت :

” اعلی حضرتا ، شما مردی خردمندید و لابد کنجکاوید تا بدانید رعایاتان چه می کنند.

بسیار خوب ، حالا من می گویم که وقتی بچه بودم ، پدربزرگم به من یاد داد که چگونه اسب سفیدی را به پرواز درآورم!

و در این کشور هیچ کس نیست که این کار را بلد باشد ، پس باید مرا زنده نگه دارید”

پادشاه بی درنگ دستور داد اسب سفیدی بیاورند.

مرد محکوم گفت : باید دو سال در کنار این جانور بمانم تا بتوانم پرواز یادش دهم. ”

پادشاه گفت : باشد دو سال به تو وقت می دهم . امااگر بعد از این دو سال ، اسب پرواز نکند ، تو را به دار می آویزم. ”

مرد با اسب از قصر بیرون رفت و خوشحال بود که سرش هنوز روی تنش است!!

وقتی به خانه رسید ، دید که خانواده اش سیاه پوشیده اند.

همه فریاد زدند : دیوانه شده ای ؟! از کی تا حالا در این خانه کسی بلد بوده که اسب را به پرواز دربیاورد؟

مرد پاسخ داد : نگران نباشید و گوش دهید:

اول اینکه هیچ کس تا حالا سعی نکرده به اسبی یاد بدهد که پرواز کند ، یک وقت دیدید که یاد گرفت!

دوم این که پادشاه خیلی پیر است و شاید در این دو سال بمیرد.

سوم اینکه شاید این حیوان بمیرد و بتوانم دو سال دیگر وقت بگیرم تا به اسب دیگری پرواز یاد بدهم!

و یا اصلا فرض کنید شورش و یا جنگ بشود و حکومت پادشاه سرنگون بشود .

و آخر اینکه اگر هیچ اتفاقی هم نیفتد ، دو سال دیگر زندگی کرده ام و می توانم در این مدت هر کاری که دلم می خواهد انجام دهم...!

فکر می کنید همین کم است ؟!! “

پ.ن 1: یاد بگیریم انرژی ، امید و تفکر مثبتو...اونم تو بحرانی ترین شرایط...! تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

پ.ن 2: خداییش اگه بعضی از ما تو بعضی شرایط سخت قرار بگیریم ، ترس و ناامیدی و افسردگی همه وجودمونو تسخیر نمی کنه و مدام فکرای منفی نمی کنیم؟!! به این کار ما می گن خطای شناختی پیش بینی... یعنی ما پیش بینی می کنیم که اوضاع بر خلاف میلمون و در حقیقت به ضررمون در جریانه ، اونم بدون بررسی و تفکر کافی...مثلا به خودمون می گیم: من که از عهده این کار برنمیام...مریضی من که خوب شدنی نیست...هر کاریم کنم این مشکل حل نمی شه...و بسیاری از این نوع تلقینات و پیش بینی های منفی که متاسفانه زندگی ما را به شدت تحت تاثیر قرار می ده...!(ببینم اون شخصیت همیشه مایوس کارتون گالیور اسمش چی بود؟!!) تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

[ سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1390 ] [ 18:0 ] [ سهیلا بخشی ]

باورتون می شه نمره صفرآزمون این دانش آموز پس از اعتراضش بیست شد...؟! تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

چرا...؟!! سوالای آزمون و جوابای جالب این دانش آموزو بخونین تا متوجه بشین...! تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد


Q1. In which battle did Napoleon die?* his last battle

ناپلئون در کدام جنگ مرد؟

* در آخرین جنگش...

 

Q2. Where was the Declaration of Independence signed?
* at the bottom of the  page

اعلامیه استقلال امریکا درکجا امضا شد؟

* در پایین صفحه...

 

Q3. How can u drop a raw egg onto a concrete floor without cracking it?

*Concrete floors are very hard to crack.

چگونه می توانید یک تخم مرغ خام را به زمین بتنی بزنید بدون ان که ترک بردارد؟

* زمین بتنی خیلی سخت است و ترک بر نمی دارد...


Q4. What is the main reason for divorce?
* marriage

علت اصلی طلاق چیست؟

* ازدواج...

 

Q5. What is the main reason for failure?
* exams

علت اصلی عدم موفقیتها چیست؟

* امتحانات...

 

Q6. What can you never eat for breakfast?
* Lunch & dinner

چه چیزهایی را هرگز نمی توان در صبحانه خورد؟

* نهار و شام...

 

Q7. What looks like half an apple?
* The other half

چه چیزی شبیه به نیمی از یک سیب است؟

* نیمه دیگر آن سیب...

 

Q8. If you throw a red stone into the blue sea what it will become?
* it will simply become wet

اگر یک سنگ قرمز را در دریا بیندازید چه خواهد شد؟

* خیس خواهد شد...

 

Q9. How can a man go eight days without sleeping ?

* No problem, he sleeps at night.

یک آدم چگونه ممکن است هشت روز نخوابد؟

* مشکلی نیست  شب ها می خوابد...

 

Q10. How can you lift an elephant with one hand?
* You will never find an elephant that has only one hand..

چگونه می توانید فیلی را با یک دست بلند کنید؟

* شما امکان ندارد فیلی را پیدا کنید که یک دست داشته باشد...

 

Q11. If you had three apples and four oranges in one hand and four apple
and three oranges in other hand, what would you have ?
* Very large hands

اگر در یک دست خود سه سیب و چهار پرتقال و در دست دیگر سه پرتقال و چهار سیب داشته باشید کلا چه خواهید داشت؟

* دستهای خیلی بزرگ...

 

Q12. If it took eight men ten hours to build a  wall, how long would it take four men to build it?
* No time at all, the wall is already  built.

اگر هشت نفر در ده ساعت یک دیوار را بسازند ، چهارنفر آن را درچند ساعت خواهند ساخت؟

* هیچ چی چون دیوار قبلا ساخته شده...


پ.ن: خداییش دانش آموز خلاقی بوده ها...!تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

[ دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1390 ] [ 17:30 ] [ سهیلا بخشی ]

همواره نگهبان کیش یزدان باش، اما هیچ قومی را وادار مکن که از کیش تو پیروی کند و پیوسته به خاطر داشته باش که هر کسی باید آزاد باشد تا از هر کیش که میل دارد پیروی کند...

گسستن زنجیرها آرزوی من است . ما شب را و بیداد را خواهیم زدود و زندگی را ستایش خواهیم کرد!

هر حکومتی که شادمانی را از مردمان بگیرد شکست خواهد خورد و برانداخته خواهد شد...

دروغ گویان تنها بر گورستان مردگان و خاکسترزار خاموشان حکومت خواهند کرد...

تا هست سرزمین من آسمانی باد ! که درآن رودهای بسیاری جاری است . ما دامنه ها و دشت هایی داریم دریا وار ، رازآمیز ، سرسبز و برکت خیز...

باشد که تا هست از خان ومان مردمم بوی خوش و ترانه برخیزد. مردمان ما شایسته آرامش وآزادی اند، مردمان ما شایسته شادمانی و ترانه اند ، مردمان ما شایسته دادگری و مهرورزیند...

باران باش و ببار و نپرس کاسه های خالی از آن کیست...!


بقیه ش اینجاس
[ یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390 ] [ 10:15 ] [ سهیلا بخشی ]

فراموشی وجود نداره...آدما هیچ چیز رو فراموش نمی کنن...!

در اصل ما چیزایی رو که برامون بی ارزش می شن رو ، می گیم فراموش کردیم...!


تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

گاهی باید فرو ریخته شوی برای بنایی جدید...!

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

به سلامتی اون رفیقی که:

درد مشترک داریم باهاش...حس مشترک داریم باهاش...تجربه مشترک داریم باهاش...

[ جمعه چهاردهم بهمن 1390 ] [ 16:38 ] [ سهیلا بخشی ]
 یادم باشه حرفی نزنم که به کسی بـــر بخوره و هیچوقت قلب کسی رو نشکنم...

یادم باشه نگاهی نکنم که دل کسی بلرزه و یا چیزی ننویسم که کسی رو آزار بده...

یادم باشه جواب کینه را با مهر و جواب دو رنگی را با صداقت بدم...

یادم باشه در برابر فریادها سکوت کنم... اما در برابر ظلم نه...!

 یادم باشه روی سیاهی ها نور امید و انگیزه بپاشم...

یادم باشه که حتی با سنگ هم باید لطیف رفتار کنم مبادا که دلش بشکنه...

یادم باشه که من برای درس گرفتن و درس دادن به دنیا اومدم... ،

نه برای تقلید و تکرار اشتباهات گذشتگان...!

یادم باشه که گره تنهایی و دلتنگی هر کسی فقط به دست دل خودش باز می شه...

یادم باشه هیچوقت محبتمو به دوستام پنهان نکنم و محبت اونا را به خودم باور کنم...

یادم باشه هیچوقت از راستی نترسم و به خاطر ترسم نقاب دورنگی نزنم...

یادم باشه از بچه ها خیلی چیزا می شه یاد گرفت مثل صداقت و شاد بودن بدون قید و شرطو

یادم باشه زمان ، بهترین معلمه و بهترین درس ها را بهم می ده...

یادم باشه پل های پشت سرمو خراب نکنم چون شاید یه روز دوباره بهشون نیاز پیدا کردم...

یادم باشه با کسی خیلی صمیمی نشم خوب شاید روزی دشمنم بشه...

و تازه یادم باشه با کسی دشمنیم نکنم چون خدا را چه دیدی شاید یه روز دوستم شد...

یادم باشه که من زندگی را دوست دارم و دنیا اصلا ارزش غصه خوردن نداره...

و یادم باشه امید کسی رو ازش نگیرم خوب شاید اون تنها چیزیه که داره...


پ.ن 1:

كسی هرگز نمی داند      چه سازي می زند فــــردا

چه می دانی تو از امـروز؟!      چه می دانم من از فـردا؟!

همين يك لحظـه را دريـاب            كه فـردا می شويم تنهـا...!

پ.ن 2:

اینا یادم باشه های ذهن منه...شاید شمام خیلی از این یادم باشه ها داشته باشین...

اما من یکی از اینا را که نوشتم یه روزی یادم نبود...که کاش یادم بود!...

[ یکشنبه بیست و پنجم دی 1390 ] [ 11:0 ] [ سهیلا بخشی ]

پ.ن:

هر بار این عکسو می بینم...صدای فریاد بچه ها از اون پایین و یه مادر مستاصل و درمونده...!

باورتون بشه یا نشه حتی تصورشم برام دردناکه...!تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

حالا نمی شد مثلا این دریچه ها سوراخ های ریزتری داشتن...؟!!تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد


بقیه ش اینجاس
[ جمعه بیست و سوم دی 1390 ] [ 18:51 ] [ سهیلا بخشی ]

1- به خاطر داشته باش که عشقهای سترگ و دستاوردهای عظیم ، به خطر کردنها و ریسکهای بزرگ محتاجاند...

2- وقتی چیزی را از دست دادی ، درس گرفتن از آن را از دست نده...

3- این سه میم را از همواره دنبال کن:
* محبت و احترام به خود
* محبت به همگان
* مسؤولیت
پذیری در برابر کارهایی که کردهای

4- به خاطر داشته باش دست نیافتن به آنچه میجویی ، گاه اقبالی بزرگ است...

5- اگر میخواهی قواعد بازی را عوض کنی ، نخست قواعد را فراگیر...

6- به خاطر یک مشاجره کوچک ، ارتباطی بزرگ را از دست نده...

7- وقتی دانستی که خطایی مرتکب شدهای ، گامهایی را پیاپی برای جبران آن خطا بردار...

8- بخشی از هر روز خود را به تنهایی گذران...

9- چشمان خود را نسبت به تغییرات بگشا ، اما ارزشهای خود را بهسادگی در برابر آنها فرومگذار...

10- به خاطر داشته باش که گاه سکوت بهترین پاسخ است...

11- شرافتمندانه زندگی کن تا هرگاه بیشتر عمر کردی ، با یادآوری زندگی خویش دوباره شادی را تجربه کنی...

12- زیرساخت زندگی شما ، وجود فضایی از محبت و عشق در محیط خانه و خانواده است...

13- در مواقعی که با دوست عزیزی بحث میکنی یا از او گله داری ، تنها به موضوعات کنونی بپرداز و سراغی از گلایههای قدیم نگیر...

14- دانش خود را با دیگران در میان بگذار ، این تنها راه جاودانگی است...

15- با دنیا و زندگی زمینی بر سر مهر باش...

16- سالی یک بار به جایی برو که تا کنون هرگز نرفتهای...

17- بدان که بهترین ارتباط ، آن است که محبت شما به هم ، از نیاز شما به هم سبقت گیرد...!

18- وقتی می خواهی موفقیت خود را ارزیابی کنی ، ببین چه چیز را از دست دادهای که چنین موفقیتی را به دست آوردهای...

19- گاهی برای انجام کاری یا رسیدن به خواسته ای جسورانه دل را به دریا بزن...!

20- ................................!!!

بیستمیشو شما بگین...!تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

[ سه شنبه بیستم دی 1390 ] [ 19:0 ] [ سهیلا بخشی ]

لااقل به مدت 60 ثانیه سعی کنیم نرم تر، آروم تر، و کمی خوشایندتر صحبت کنیم...

برای 60 ثانیه به یه نفر یه فرصت دوباره بدیم ، یه بار دیگه به حرفاش گوش کنیم یا یه بار دیگه به اون فرصت بدیم شاید این بار دیگه تغییر کرده باشه!...

برای 60 ثانیه به فرزندمون یا پدر ومادرمون بگیم «دوستتون دارم» و «به شما افتخار می کنم» ، به چشماشون نگاه کنیم و به اونا نشون بدیم که چقدر براشون ارزش قائلیم...

برای اون چه که در حال حاضر داریم 60 ثانیه از خدا تشکر و قدردانی کنیم...

60 ثانیه محکم تر و صاف تر بایستیم و سرمونو بالاتر بگیریم ... تو چشمای دیگران نگاه کنیم و با اطمینان بیشتری راه بریم ... حالا ببینین این کار چه احساس خوبی بهمون می ده...

60 ثانیه بیشتر طول نمی کشه که برای انجام یه کاری تصمیم بگیریم ... شایدم کاری که قبلاً از انجامش دست کشیدیم و نیمه کاره رهاش کردیم...

به مدت 60 ثانیه از یه نفر تعریف و تمجید و یا اظهار محبت کنیم ... حتی شده با یه پیام...

به خاطر چیزی یا کسی که باورش داریم محکم بایستیم ... شاید با یه جمله قاطع  60ثانیه ای

به مدت 60 ثانیه یه نفرو تو کارش تشویق کنیم و بهش اطمینان خاطر بدیم ، مثلا بهش بگیم «تومیتونی!» ، نشون بدیم که باورش داریم طوری که خودشم باور کنه...

تو 60 ثانیه یک کلمه جدید (مثلا یه کلمه لاتین) یا یه چیز تازه در مورد یه فرهنگ دیگه یاد بگیریم...

 60ثانیه نیکوکاری یا تصمیم برای انجام اون ... بدون شناخته شدن ... حالا ببینین چه احساس قشنگی در ما ایجاد می کنه...

 60ثانیه یه کار لطیف ... مثل غذا دادن به پرنده ها یا آب دادن به گلها

اگه کسی از ما یه خواسته ای داشت پاسخ مثبت بدیم ... یه پاسخ مثبت  60 ثانیه ای ... اونقدر قشنگه حس کنیم می تونیم به کسی کمک کنیم...

 60ثانیه بخندیم ... از ته دل ... حالا ببینین چطوری استرسمون فروکش می کنه...

 60ثانیه از هر چی که داریم احساس رضایت و خشنودی کنیم...

خوب حالا دیگه باید 60 ثانیه هم میوه بخوریم و آب بنوشیم...تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد


پ.ن 1:

نصف اشتباهاتمون در اینه که وقتی باید فکر کنیم احساس می کنیم و وقتی باید احساس کنیم فکر می کنیم...!!

پ.ن 2:

باید یاد بگیریم که استاد تغییر باشیم نه قربانی تقدیر...تو بازی زندگی اگه عوض نشیم تعویض می شیم...!

[ شنبه هفدهم دی 1390 ] [ 17:30 ] [ سهیلا بخشی ]
از میون میلیونها تصویر که هر روز در اینترنت منتشر می شه و ما می بینیم

بعضیاش بیشتر باعث حیرت و شگفتی بازدیدکننده های نت می شه...

این تصاویرو که گذاشتم در سال 2011 بیشترین تعداد بازدید و واکنشو از طرف بازدیدکننده های وب داشته...!

دوست دارین ببینین ... بد نیس...! تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد


بقیه ش اینجاس
[ پنجشنبه پانزدهم دی 1390 ] [ 11:51 ] [ سهیلا بخشی ]



 پانوشت : اگه حوصله دارین یه سری به بقیه این قسمتم بزنین...! تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد


بقیه ش اینجاس
[ یکشنبه یازدهم دی 1390 ] [ 8:0 ] [ سهیلا بخشی ]
وقتی برای گرم کردن پاها هیچ وسیله ای به جز دود اگزوز اتومبیل نباشه...!



پ.ن:

دلم پر است...
پـــــــــر  پـــــــــــر  پـــــــــــــر......

آنقدر که گاهی اضافه اش از چشمانم می چکد...!

[ چهارشنبه هفتم دی 1390 ] [ 17:0 ] [ سهیلا بخشی ]

[ یکشنبه چهارم دی 1390 ] [ 11:1 ] [ سهیلا بخشی ]

من که شک دارم این نی نی خیلی بانمکو ببینین و لبخند نزنین...! تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

[ یکشنبه چهارم دی 1390 ] [ 9:48 ] [ سهیلا بخشی ]

 یادمان باشد ، زندگی آنقدر کوتاه است

که یک دقیقه بیشتر با هم بودن را باید جشن گرفت...!

 

محفل آریایی تان طلایی           دل هایتان دریایی           شب هایتان یلدایی

 

مبارک باد این شب اهورایی

پ.ن:

این چند روزه بیشتر پیامایی که برام اومده یلدایی بوده

چند تاییشو براتون نوشتم ، حق کپی رایتم آزاده...! تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد


بقیه ش اینجاس
[ سه شنبه بیست و نهم آذر 1390 ] [ 9:20 ] [ سهیلا بخشی ]

بیخودی پرسه زدیم , صبحمان شب بشود

بیخودی حرص زدیم , سهممان كم نشود

ما خدا را با خود , سر دعوا بردیم

و قسم ها خوردیم

ما به هم بد كردیم , ما به هم بد گفتیم

ما حقیقت ها را , زیر پا له كردیم

و چقدر حظ بردیم , كه زرنگی كردیم

روی هر حادثه ای , حرفی از پول زدیم

از شما می پرسم , ما كه را گول زدیم...؟!!


''دكتر علی شریعتی''

[ یکشنبه بیست و هفتم آذر 1390 ] [ 14:50 ] [ سهیلا بخشی ]

همه چیز از خواستن شروع می شه

خواستن ، غریزی ترین واکنش آدما نسبت به نداشته هاشونه

به محض اینکه چیزی را ببینیم که داشتنش را میخواییم

خوشبختی ما تبدیل به احساسی می شه که تا اونو بدست نیاریم از اون محرومیم

و همینجاس که حسادت رخ میده

حسادت مفهومی لحظه ایه که در یک لحظه در ناخود آگاه ما جوشش میکنه

و ما را ملزم به تصاحب می کنه

حسادت یعنی تشخیص چیزی که دیگران دارند و ما نداریم
اما میخواییم داشته باشیم

البته میزان حسادت ما...



بقیه ش اینجاس
[ چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390 ] [ 17:0 ] [ سهیلا بخشی ]
تکنیک جادویی نوشیدن 8 لیوان آب:

لیوان اول، بعد از بیدار شدن صبح:

خداوندا، سپاس تو را که بار دیگر به من طلوع خورشید را هدیه دادی. قول میدهم امروز هرجا که بروم مهری برسانم حتی با لبخندی. به من کمک کن، امروز را به شاهکاری بی همتا تبدیل کنم.
لیوان دوم، حدود ده صبح:
افتخار میکنم که از امروز پاکترین انسان روی زمین هستم.
لیوان سوم، حدود دوازده صبح:
من نظر کردۀ خداوندم.
لیوان چهارم، بعد از ناهار:
خداوندا، تو را سپاس به خاطر برکاتی که به من بخشیدی، خزانۀ غیب ات را به روی من و خانواده ام بگشای.
لیوان پنجم، ساعت چهار عصر:
عشق الهی هم اکنون مرا ثروتمند و توانگر میسازد.
لیوان ششم، ساعت شش عصر:
به هر سو که مینگرم موفقیت به من لبخند میزند.
لیوان هفتم، قبل از شام:
هر روز از هر لحاظ بهتر و بهتر میشوم.
لیوان هشتم، قبل از خواب:
خداوندا، سپاس تو را که یک روز دیگر را به من هدیه دادی، کشور عزیزم ایران را در پناه خودت حفظ کن و صلح را در جهان حاکم فرما. خود و خانواده ام را به تو می سپارم، ای مهربانترین مهربانان. پروردگارا، خوابی آرام به من هدیه بده، که من عاشق تو هستم.

پ.ن:

این دوتا مطلبو دوست خوبم شکیبا تو کامنت برام گذاشته بود دیدم قشنگه گذاشتم شمام بخونین...!


بقیه ش اینجاس
[ دوشنبه بیست و یکم آذر 1390 ] [ 15:53 ] [ سهیلا بخشی ]

آسمان بوی ندامت می دهد                شهر ما بوی قیامت می دهد

بر دل این مردمان سنگ دل                  گوئیا شیطان بشارت می دهد

دین خود را مفت و ارزان یک به یک         از پس تهمت به تهمت می دهند

حافظان حق شدند در محکمه               بر دروغ خود شهادت می دهند

گوئیا این مردمان بشکسته اند              آن سبویی را که غیرت می دهد

بسته اند سوی خدا شمشیر ها           خود ز بهر جنگ عادت می دهند

این جماعت برده اند از یاد خود               آن خدایی را که شهرت می دهد

گر کشد آهی ز دل هر بیگناه                  یک شبه خروار نعمت می دهد

بی خرد از بهر چه تهمت زنی                 تهمتت بوی حسادت می دهد!

گر چکد اشکی به روی گونه اش             ربّ او بر زیر خاکت می نهد

یاد عیسی پیمبر یاد باد                          آن که دستور محبت می دهد

پانوشت:

شعری که تو ادامه می بینین یکی از دوستان توی یه کامنت گذاشته بودن

و در حقیقت...من این پستو به خاطر دل شکسته از دوست یه دوست گذاشتم


بقیه ش اینجاس
[ یکشنبه بیستم آذر 1390 ] [ 9:21 ] [ سهیلا بخشی ]

یه سری به  اینجا  بزنین...!

الان چه احساسی دارین...؟!

[ پنجشنبه هفدهم آذر 1390 ] [ 11:30 ] [ سهیلا بخشی ]


امروز به مناسبت روز جهانی معلولین یه مراسم داشتیم

تو سالن ورزشی شهید صفری

با حضور همه بچه های گلمون ، اولیای مهربونشون و تعدادی از مسئولین و مدیران نهادهای شهر

از جمله آموزش و پرورش و بهزیستی و فرمانداری و تربیت بدنی و ...که لطف کردند و به میهمانی بچه های ما اومدن...

برنامه ها خوب بود... مدیر مدرسه مون خیر مقدم گفتن بعدش میلاد قرآن خوند و رامین یه مقاله قشنگ...

راهنمایی پسرا هم یه سرود خوندن...کلی هم مسابقه ورزشی بین دخترا و پسرا تو گروه های سنی مختلف برگزار شد

پسرای دبیرستانی فوتسالو برنده شدن و دخترای راهنمایی تو دارت امتیاز آوردن

طناب کشی را پنجمیا بردن و مسابقه دو هم با پیروزی دومیا تموم شد...

تازه پیش دبستانی های کوچولو هم تو پرتاب توپ مسابقه دادن...تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

راستی مشاور مدرسه مون هم چند دقیقه ای صحبت کرد که من تا جایی که یادم مونده صحبتاشو نوشتم اگه حوصله دارین برین بخونین...! تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد


بقیه ش اینجاس
[ شنبه دوازدهم آذر 1390 ] [ 21:25 ] [ سهیلا بخشی ]

"To gether for a better world for all"

"دنيايی  بهتر برای همه ، با كمك يكديگر"



من نخست یک انسانم و ناتوانی هایم تنها بخشی از وجود من هستند
ناتوانی من صاحب اصلی تمام وجود من نیست...!
[ سه شنبه هشتم آذر 1390 ] [ 17:50 ] [ سهیلا بخشی ]
قدری اندیشه...!

عشقبازی به همین آسانی است...
که گلی با چشمی
بلبلی با گوشی
رنگ زیبای خزان با روحی
نیش زنبور عسل با نوشی
کارهمواره باران با دشت
برف با قله کوه
رود با ریشه بید
باد با شاخه و برگ
ابر عابر با ماه
چشمه ای با آهو
برکه ای با مهتاب
و نسیمی با زلف
دو کبوتر با هم
و شب و روز و طبیعت با ما
عشقبازی به همین آسانی است...
شاعری با کلماتی شیرین
دست آرام و نوازش بخش بر روی سری
پرسشی از اشکی
و چراغ شب یلدای کسی با شمعی
و دل آرام و تسلا و مسیحای کسی یا جمعی
عشقبازی به همین آسانی است...
که دلی را بخری
بفروشی مهری
شادمانی را حراج کنی
رنج ها را تخفیف دهی
مهربانی را ارزانی عالم بکنی
و بپیچی همه را لای حریر احساس
گره عشق به آنها بزنی
مشتری هایت را با خود ببری تا لبخند
عشقبازی به همین آسانی است...
هر که با پیش سلامی در اول صبح
هر که با پوزش و پیغامی با رهگذری
هر که با خواندن شعری کوتاه با لحن خوشی
نمک خنده بر چهره در لحظه کارد
عرضه سالم کالای ارزان به همه
لقمه ی نان گوارایی از راه حلال
و خداحافظی شادی در آخر روز
و نگهداری یک خاطر خوش تا فردا
و رکوعی و سجودی با نیت شکر
عشقبازی به همین آسانی است...!
امکانات وب
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت